تبليغاتX
< > شمیم جاوید

......چشم توشاعرم بود تااین ترانه گفتم......






حلالمون کنید. | چهاردهم شهریور 1388 | 23:46 

دلشكسته اي به نام پگاه | لينک ثابت | موضوع: |

داغ لاله | یازدهم شهریور 1388 | 22:21 

این غزل استاد شهریار رو تقدیم به دوست عزیزم سارا میکنم .که چند بار ازمن خواسته بود توی وبلاگم بذارمش.

بیداد رفت لاله ی بر باد رفته را
یارب خزان چه بود بهار شکفته را
هرلاله ای که ازخون این خاندان دمید
نوکرد داغ ماتم یاران رفته را
جز درصفای اشک دلم وانمیشود
باران به دامن است هوای گرفته را
وای  ای مه دوهفته چه جای محاق بود
آخر محاق نیست که ماه دوهفته را
برخیز لاله بند گلو بند خود بتاب
آورده ام به دیده گهرهای سفته را
ای کاش ناله های چومن بلبلی حزین
بیدار کردی آن گل درخاک خفته را
گرسوزد استخوان جوانان شگفت نیست
تب موم سازد آهن وپولاد تفته را
یارب چها  به سینه ی این خاکدان دراست
کس نیست واقف اینهمه راز نهفته را
راه عدم نرفت کس ازرهروان خاک
چون رفت خواهی اینهمه راه نرفته را
لب دوخت هرکرا که بدو راز گفت دهر
تا بازنشود زکس این راز گفته را
لعلی نسفت کلک در افشان شهریار
دررشته چون کشم در ولعل نسفته را

دلشكسته اي به نام پگاه | لينک ثابت | موضوع: غزل |

زاده ی اردیبهشت | نهم شهریور 1388 | 22:59 

دراردیبهشت زاده شدم

آن زمان که

دستان درختان 

پربود ازشکوفه های گیلاس

ولباس حریر سبزه ها سبزسبز بود

درآن زمان که

بلبلان نغمه سرمستی سر می دادند

وقطرات ریز باران

صورت گلهای بهاری را نوازش میداد

آن روز که من زاده شدم

شکوفه ها وسبزه وبلبلان

هریک پیش کشی آوردند برایم

صداقت راازباران گرفتم

وطراوت راازسبزه زاران

بلبل هیاهو ونشاطش رانثارم کرد

وشکوفه ها لبخند رامهمان لبهایم نمودند

ازهدیه های باران وسبزه وشکوفه سرمست بودم

ابرگفت بدون من نه بارانی ست

نه سبزه ای ونه شکوفه ای

من ابر بهارم

وبا بارشم به بهار معنا میبخشم

پس بگذار تامن نیز بتو تحفه ای دهم

گفتم :ای ابر پیش کش تو به چه کار آید مرا؟

گفت:تو زاده شدی باصداقت وپاک مثل باران

باطراوت وسبز مثل سبزه زاران

سرمست وپرهیاهو مانند بلبلان

شکوفه ها نجابت خود رابتو بخشیدند

مگر پرپر شدن شکوفه را از شدت شرم ندیده ای؟؟

اما توزاده ی فصل بهاری

بگذار تامن بتو اشک راهدیه کنم

گفتم ای ابر اشک به چه کار اید مرا؟

گفت:آن زمان که دلت ازدرشتی زمانه بدرد آمد

گریه کن........

آن زمان که چشمت خسته ازانتظار یاربود

گریه کن.........

آن زمان که طاقت هجر عزیزی رانداشتی

گریه کن.........

پیش کش ابر رابرچشمانم نشاندم

آرام چشمانم رابستم وقطره ای از آن

همچو مرواریدی غلطان

ازپهنای صورتم لغزید

اما این اشک برای یاری بود

که نمیدانست دوستش دارم

من زاده ی اردیبهشت ام

گویند درپگاه زاده شدم

آن زمان که شب باچادر سیاه

ستاره نشانش رخت بربسته بود

وخورشید انوار طلایی رنگش را برصورت

گلهای بهاری نتابانده بود

وآسمان  رنگی روشن وبدون سایه داشت

یکرنگ

دلنشین

صادق وناب

من زاده ی اردیبهشتم

پگاهی که در پگاه زاده شد

یکرنگ وصادق زاده شد

میخواهم پگاه باشم

وپگاه بمانم

من زاده ی اردیبهشتم

..................

 

دلشكسته اي به نام پگاه | لينک ثابت | موضوع: |

آخرین نگاه | هفتم شهریور 1388 | 2:38 

"با تشكر ازدوست عزيزي كه لطف كرده واين شعر رو براي من سروده"


امشب عجب شبیست که ندارد کمی پگاه

از رفتن تو مانده ام ای جان در اشک وآه

دیگر دلــم گرفتــه از ایــن بیـوفایـیـت

از دوری پگــــاه و مانـــدن کنــار مــاه

شبــــهای تـــــار بـــعد از نبــودنـت

هر لحظه فکر میکنم افتاده ام به چاه

عشقم هوس شد و یارم که در قفس

آخــــر کجـــای کــــار بـــوده اشتبــاه

از جان خود گذشتم و مردم در آرزوت

دیگر نمانده بود برایم جز این یه راه


دلشكسته اي به نام پگاه | لينک ثابت | موضوع: |

سفر | ششم شهریور 1388 | 0:26 

من سپردم  خودم را بخدا

ازتو ميخوام كني فقط برام دعا

اي خداي عاشقا اي خدا

چرا كردي منو زعشقم جدا؟

جان عاشق برمعشوق چيزي نيست!

دلم خواهد صدباركنم برات فدا

زمزمه ي عشق گويدباز كه نرو!

دردل طنين انداخته اين صدا

من مسافرهستم و راهي درپيش

تونگو بازين بارهم كردي خطا

چون جداگشتم سپارم تورا بخدا

گريه مكن وبسپارتوهم مرا بخدا

 

دلشكسته اي به نام پگاه | لينک ثابت | موضوع: |

شب هجر | یکم شهریور 1388 | 23:18 

"باتشكرازداداش گلم كه اينو براي من سروده"

در دوریت ای گل روی، ای پگاه
من ماندم و شب هجر و غم جانکاه

گفتم نرو که این راه برای رفتن نیست
گفتی که باید رفت گرچه به بیراه

برو، که دست خدا پناه تو باد، برو
ای سپیده ی سحر، ای آخرین پناه

گرچه زدیدار تو دورم ولی
بر لب پنجره ی خاطرم میایی گاه و بیگاه

در این شبی که خیال سحرش نیست
می مانم منتظرت پگاه، تا آخرین نگاه

دلشكسته اي به نام پگاه | لينک ثابت | موضوع: |

دلداده | بیست و هشتم مرداد 1388 | 15:6 

اي كه من را درخواب ديدي!

توي رويا يك سراب ديدي

 خواب راتو به من  گفتي وازمن

بازهم سوال بي جواب ديدي

توهمان شاعر شيرين سخني

كي ازمن حرف بي حساب ديدي؟

باشعرهايت پرسي زمن عاشقم آيا؟

چو بازحال مراتو خراب ديدي

دلم اسيراست ومن يك دلداده ام

دليل اين است كه زمن تو شتاب ديدي

نخواستم  تورا دربندكنم باشعرهايم  

براي اين بود كه زمن عتاب ديدي

دلشكسته اي به نام پگاه | لينک ثابت | موضوع: |

هرچه گفتم دراين مدت مرابس | بیست و ششم مرداد 1388 | 12:51 

من ندانم چه نامم خودرا؟

شاعري تازه كار يا عاشقي شيدا؟

هرچه هستم هركه هستم بازمن پگاهم

تمام شور عشق خفته درنگاهم

من ننامم خودرا شاعرزين پس

هرچه گفتم دراين مدت  مرابس

شعر يعني حافظ وسعدي دريك نگاه

نه كه نامي شعر چرتهاي پگاه

 نيستم درحدیک شاعر والا

خرده برمن تو مگيرید شما....

دلشكسته اي به نام پگاه | لينک ثابت | موضوع: |

آخرين نگاه | بیست و دوم مرداد 1388 | 15:12 

"با تشكر ازدوست عزيزي كه لطف كرده واين شعر رو براي من سروده"


امشب عجب شبیست که ندارد کمی پگاه

از رفتن تو مانده ام ای جان در اشک وآه

دیگر دلــم گرفتــه از ایــن بیـوفایـیـت

از دوری پگــــاه و مانـــدن کنــار مــاه

شبــــهای تـــــار بـــعد از نبــودنـت

هر لحظه فکر میکنم افتاده ام به چاه

عشقم هوس شد و یارم که در قفس

آخــــر کجـــای کــــار بـــوده اشتبــاه

از جان خود گذشتم و مردم در آرزوت

دیگر نمانده بود برایم جز این یه راه


دلشكسته اي به نام پگاه | لينک ثابت | موضوع: غزل |

من توراخواهم بازهم بيشتر زقبل | بیستم مرداد 1388 | 21:20 

كاش با من بودن را تضمين كني

يا وفاداري به من را تمرين كني

كاش خسته زعشق نگردي يارم

آرزو داشتم مرا تحسين كني

كاش اندوه قلبم را ديده بودي

يا نگاه خسته ام را تسكين كني

من توراخواهم بازهم بيشتر زقبل

كاش دوست داشتن را بخود تلقين كني

 

دلشكسته اي به نام پگاه | لينک ثابت | موضوع: |